در تکاپو

اینجا در تنهایی خاطراتم رو می نویسم.

در تکاپو

برای همه رویاهایی که‌داشتی

خواستن خیلی قشنگه

از ته دل خواستن و داشتن یه هدف یعنی امید

یعنی زندگی

اول از همه خداروشکر از سردرگمی در اومدم.

دوم اینکه باید تلاش کرد. منظم تلاش کرد. شکست خورد و بعد به نتیجه مطلوب رسید.

یادت نره که شکستارو وسط مسیر بپذیری. وقتی تونستی خوب درکشون کنی اون موقعست که بازم ادامه میدی.

یه آدم
پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۱
23:7
درحال بارگذاری..

سپاس

معدلم ۱۹.۸۶ شد:)

خدایاشکرت

یه آدم
دوشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۱
1:40
درحال بارگذاری..

ترم اتفاقات خوب 7

برای هر ترم همیشه یه اسم میذاشتم.

یه اسم خوب ، یه اسم قشنگ. این اسم رو میذاشتم رو پوشه ش. توی درایو E. برای همه درسا جداگونه پوشه میساختم. هر بار که میخواستم درس بخونم یا فایلی رو توی این پوشه ها قرار بدم باید اول وارد پوشه ترم می شدم.

ترم 7 اسمش این شد: ترم اتفاقات خوب 7

میدونین چرا؟ چون فکر میکردم این ترم یه فصل از کتاب چاپ میشه. مقاله ریویومون چاپ میشه و در نهایت این ترم، ترمیه که منو رسول به هم میرسیم.

چیشد؟ هیچکدومش که نشد هیچ بلکه کلی اتفاقات بد افتاد. اعتراضات شروع شدن و مام هر روز میرفتیم دانشگاه. این دانشگاه رفتن بخاطر درس و کلاس نبود بلکه برای این بود که بریم و برای یه سری چیزی که میخوایم فریاد بزنیم.

ته این اعتراضات به جایی نرسید. خیلی از دوستامون بازداشت شدن و اخرین شون دیروز ازاد شد.

سر کلاس انقلاب بودیم که استاد اسمارو میخوند و حضور غیاب میکرد. یه اسم همیشه بود که غایب بود. کجا بود؟ زندان.

بگذریم. در پایان ما بازم رفتیم سرکلاسا و در کمال ناباوری ترمی که اصلا به اسمش نمیخورد، برای من خوب تموم شد.

تی ای شدم.

نمره 13 واحدم 20 شد ( دو واحدش هنوز نیومده)

مقاله کنفرانسی م چاپ شد.

و پروژه م خوب پیش رفت.

ارشد مستقیمی هم با اومدن اطلاعیه اش قطعی شد.

خداروشکر.

صد بار شکر.

یه آدم
جمعه چهاردهم بهمن ۱۴۰۱
0:5
درحال بارگذاری..

انتخاب راه

اگه خدا بخواد میشه اما اگر نخوادم نمیشه.

پس دوس دارم با ارامش بیشتری پیش برم

ببینم اصلا میتونم نمیتونم

انقدر خودتو درگیر نکن

اروم باش

تو تلاش میکنی یا میشه یا نمیشه

فقط تنها چیزی که خدایا الان ازت میخوام اینه که راه درست رو بذاری جلو پام.

یه آدم
دوشنبه دهم بهمن ۱۴۰۱
0:28
درحال بارگذاری..

ساختن قشنگه

ساختن قشنگه بخاطر همین منم تصمیم گرفتم بسازمش :)

یه آدم
دوشنبه سوم بهمن ۱۴۰۱
21:44
درحال بارگذاری..

هلیا

گاهی اوقات یه دوستایی داری که عاشقشونی

اونقدر می تونن حالتو خوب کنن

یا اونقدر میتونی حالشون رو خوب کنی

که حال خودتم خوب میشه :)

خداروشکر

اینم یه خداروشکر دیگه از امروز

دارم کم کم به معجزه سپاس پی میبرم.

یه آدم
دوشنبه سوم بهمن ۱۴۰۱
0:27
درحال بارگذاری..

خدایا شکرت از زبان سعدی

گلستان سعدی
منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون برمی اید مفرح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب

از دست و زبان که براید که از عهده ی شکرش به دراید

اعملوا ال داوود و شکرا و قلیل من عبادی الشکور.

بنده به همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای اورد

ورنه به سزای خداوندیش کس نتواند که به جای اورد

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده. پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی به خطای منکر نبرد ای کریمی که از خزانه غیب گبر و ترسا وظیفه خور داری

دوستان را کجا کنی محروم تو که با دشمن این نظر داری؟

فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردی بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد. درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر گرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده . عصاره تاکی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته.

خدایا شکرت. عاشق این متنم. هر چی که من میخوام به خدا بگم رو تو خودش جا داده.

یه آدم
یکشنبه دوم بهمن ۱۴۰۱
9:26
درحال بارگذاری..