برای هر ترم همیشه یه اسم میذاشتم.
یه اسم خوب ، یه اسم قشنگ. این اسم رو میذاشتم رو پوشه ش. توی درایو E. برای همه درسا جداگونه پوشه میساختم. هر بار که میخواستم درس بخونم یا فایلی رو توی این پوشه ها قرار بدم باید اول وارد پوشه ترم می شدم.
ترم 7 اسمش این شد: ترم اتفاقات خوب 7
میدونین چرا؟ چون فکر میکردم این ترم یه فصل از کتاب چاپ میشه. مقاله ریویومون چاپ میشه و در نهایت این ترم، ترمیه که منو رسول به هم میرسیم.
چیشد؟ هیچکدومش که نشد هیچ بلکه کلی اتفاقات بد افتاد. اعتراضات شروع شدن و مام هر روز میرفتیم دانشگاه. این دانشگاه رفتن بخاطر درس و کلاس نبود بلکه برای این بود که بریم و برای یه سری چیزی که میخوایم فریاد بزنیم.
ته این اعتراضات به جایی نرسید. خیلی از دوستامون بازداشت شدن و اخرین شون دیروز ازاد شد.
سر کلاس انقلاب بودیم که استاد اسمارو میخوند و حضور غیاب میکرد. یه اسم همیشه بود که غایب بود. کجا بود؟ زندان.
بگذریم. در پایان ما بازم رفتیم سرکلاسا و در کمال ناباوری ترمی که اصلا به اسمش نمیخورد، برای من خوب تموم شد.
تی ای شدم.
نمره 13 واحدم 20 شد ( دو واحدش هنوز نیومده)
مقاله کنفرانسی م چاپ شد.
و پروژه م خوب پیش رفت.
ارشد مستقیمی هم با اومدن اطلاعیه اش قطعی شد.
خداروشکر.
صد بار شکر.