در تکاپو

اینجا در تنهایی خاطراتم رو می نویسم.

در تکاپو

درس بزرگ 404

یه درسی که 404 خیلی عمیق تا به اینجا داده و من خیلی عمیق درکش کردم، (عمیق رو دارم میگم چندبار) این بوده که هیچ وقت برای جلب رضایت احدی تصمیمی تو زندگیم نگیرم و کاری نکنم. تاکید میکنم که فهمیدم نباید منتظر تایید دیگران باشم. این مسأله که اینقدر تایید دیگران برام مهمه به شدت داره منو اذیت می‌کنه.

برای رضایت استادی دست به فداکار بازی نزنم.

اگر می‌خوام تلاشی کنم فقط و فقط برای رضایت خودم و خدا باشه نه هیچکس دیگه.

برای رضایت پدر و مادرم تصمیمی نگیرم.

برای تایید خواهرم دست به زدن یه سری حرفا نزنم.

خدایا کمکم کن این تصمیمم یادم بمونه و هیچ وقت دیگه از این لحاظ و بخاطر این ضعف دچار اشتباه نشم.

یه آدم
پنجشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۴
1:14
درحال بارگذاری..

درس بزرگ 404

یه درسی که 404 خیلی عمیق تا به اینجا داده و من خیلی عمیق درکش کردم، (عمیق رو دارم میگم چندبار) این بوده که هیچ وقت برای جلب رضایت احدی تصمیمی تو زندگیم نگیرم و کاری نکنم. تاکید میکنم که فهمیدم نباید منتظر تایید دیگران باشم. این مسأله که اینقدر تایید دیگران برام مهمه به شدت داره منو اذیت می‌کنه.

برای رضایت استادی دست به فداکار بازی نزنم.

اگر می‌خوام تلاشی کنم فقط و فقط برای رضایت خودم و خدا باشه نه هیچکس دیگه.

برای رضایت پدر و مادرم تصمیمی نگیرم.

برای تایید خواهرم دست به زدن یه سری حرفا نزنم.

خدایا کمکم کن این تصمیمم یادم بمونه و هیچ وقت دیگه از این لحاظ و بخاطر این ضعف دچار اشتباه نشم.

یه آدم
پنجشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۴
1:7
درحال بارگذاری..

احساس ناکافی بودن

من از بعد عید دارم خیلی خوب پروژه رو پیش میبرم و همه چی رو مرتب انجام میدم.

میدونم که دیر شروع کردم چون شرایط زندگیم هم به من اجازه نمیداد و یکی دوتا انتخاب اشتباه در طی این مسیر داشتم.

امروز استادم رو توی اسانسور دانشکده دیدم و بهم گفتش که ولی نسا من از تو یه انتظار دیگه داشتم.

بهش گفتم که بعد دفاع همه چی رو بهتر پیش میبرم و کار رو ادامه میدم تا به یه نتیجه ای برسه.

خلاصه که الان توی وضعیت خیلی جالبی نیستم و از ته دلم میخوام که پروژه م خیلی خوب انجام بشه و دارم براش تلاش میکنم.

این مرحله رو بگذرونم و مدرک رو بگیرم راحت تر می تونم اپلای کنم.

خیلی شرایط عجیبیه.

یه آدم
سه شنبه ششم خرداد ۱۴۰۴
13:45
درحال بارگذاری..