در تکاپو

اینجا در تنهایی خاطراتم رو می نویسم.

در تکاپو

ارامش

می‌خوام الان یه آهنگ بی کلام بذارم و خیلی اروم ۱۰-۱۵ صفحه از جزوه رایتینگ رو بخونم.

دیشب خیلی خوب درس خوندم و یک تست ریدینگ زدم. یه هفته ست که دارم هر شب لیستینگ گوش میدم و کلمات ریدینگ رو میخونم. این برای خودم خیلی ارزشمنده. به علاوه دیشب یک ویدیوی کوتاه هم برای یه مدل از سوالات که مشکل دارم دیدم.

خدایا خودت پشت و پناهم باش تا این روز ها هم مثل همیشه به خوبی بگذره و از این فرایند با لذت رد بشم.

نسا

۲۷ اذر ۱۴۰۳

یه آدم
یکشنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۳
16:27
درحال بارگذاری..

صبح بارونی تهران

امروز که از خواب پا شدم، صدای بارون رو شنیدم. کلا هوای بارونی خیلی لذت بخشه و بخاطر همینه که من عاشق پاییزم. از سرکار اومدم بیرون. دقیقا هفته پیش یکشنبه بود که اخرین روزم بود. می‌خوام همه صدم رو بذارم برای هدفی که دارم. نمی‌خوام هیچ وقت ته دلم بمونه که تلاشی براش نکردم. اروم و بی صدا دارم کارارو جلو میبرم. اگر بخوام این روزامو توصیف کنم، احساس خوشبختی و ارامش دارم. اما چیزی که منو میترسونه، اوضاع و شرایط کشوره. رسول میگه وایسا حداقل یه اتفاقاتی بیفته، بعد انقدر بترس. امیدوارم همه چی اوکی شه. خدایا جوونامون، بچه‌هامون، اینده مون، همه رو خودت حفظ کن.

یه آدم
شنبه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۳
7:56
درحال بارگذاری..